چار راه
هان !
ای يگانه ی بی همتا
ای روشنايي شيدايي
بشنو
صدای ساده ی قلبم را
زاين تنگنای عصر شکيبايي
زاين گود جای
ساکت بی پژواک
زاين ناله های
سر زده از افلاک
زاين هم رهان
سست تر از خاشاک
عمريست
که دل خسته و دل گيرم
هر لحظه
در دل خود
تنها
می ميرم و مي ميرم .
باور نمی کنی
تو
ولی
حتا
من
از جواب سرد تو
سر مستم
در پشت
چار راه نگاه تو
هان ای هميشه ی رؤيايی !
در انتظار سبز شدن
هستم .