تا

 

تا تو را ديدم

آب را

آينه را

فهميدم

مرگ را

خنديدم

گلی از باغچه ی سبز محبّت

چيدم

به خودم

قاصدک عالم تنهايي خود

مژدگانی دادم

ودر آن لحظه

در آن لحظه ي ناب

آسمان را

 به تماشای تو

دعوت کردم

به تماشای تو ای…

گمشده ی تاريخی .