فريب

 

خنده می زند ز دور

 

يک نگاه پر فريب

 

يک نگاه آشنا

 

روی شاخه های سيب

 

اضطراب چيدنش

 

چنگ ميزند به دل

 

دست می شود دراز

 

باز می خورد فريب .