فريب
خنده می زند ز دور
يک نگاه پر فريب
يک نگاه آشنا
روی شاخه های سيب
اضطراب چيدنش
چنگ ميزند به دل
دست می شود دراز
باز می خورد فريب .
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 18:12 توسط محمد کرامتی
|