گل اشك از نگاه مي رويد

به تماشاي آه مي رويد

ناله مي جوشد از زمين و زمان

رود هاي سياه مي رويد

تا سرابي برويد از دل خاك

ابر هاي تباه مي رويد

در شب تيره ، تيره بختي را

چاه در كوره راه مي رويد

روزگاري است در مزارع ما

علف هرز و كاه مي رويد

هر كجا بنگريم مي بينيم

بوته هاي گناه مي رويد