باید
بايد...
اين راه را
کوتاه بايد کرد
اين راه را کوتاه
وين راهيان را نيز
آگاه بايد کرد .
تا مرگ باد ديگری
طومار تار زندگانی را
در هم
نپيچيده است
تا تاک خوش باشی و خوش بختی
در اين عالم
نخشکيده است
« طرحی دگر در پرده ی ديگر
بايد بر اندازيم »
« جانان من بر خيز »
در ساغر هستی
يک جرعه زان می ريز
تا واژگون سازد
اين خاک
اين خاکستر غم را
وز آن بيفرازد
کاخ سعادت را .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 23:48 توسط محمد کرامتی
|