آسمان
«آسمان»
فکر بزرگی را اندر سر داشت
ناگهان
«بار امانت» برداشت
«نتوانست کشید»
شانه اش را ترکی حادث شد
لاجرم
گردن آدم انداخت .
«آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند» حافط
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۶ ساعت 22:21 توسط محمد کرامتی
|