کلام اشک

 

می سرايمت با کلام اشک

با سرود وصل،باسلام اشک

در تمام اين روزهای سرد

خوانده ام تو را باتمام اشک

ای نگفتنی ، ای نهفتنی

جلوه می کنی  گه به فام اشک

مظهر غمی ،گنگ و مبهمی

می شناسمت هم به نام اشک

دور می شوم از تو ای حيات

با طواف بيت الحرام اشک

عشق ناگزير خوب می بری

آبروی من با کلام اشک