پرنده ی سپيد

 

از هبوط سجده های راستين سرو ها

به دره ی دروغ و  امتثال

با عروج بادبادک غرور

تا به پله ی فنا

دست های تشنه ی زمينيان

دعا به لب

غنوده اند

 

اين زمينيان مست تشنگی

به انتظار وعده ی خوشی

نشسته اند :

تابشی

ز جنس نور آفتاب

جوششی

برای پاک کرد رنگ خون

زروی اعتراض و انقلاب

انتهای رنج و ظلم و بندگی

مرگ مرگ

 

چشم های خسته را

برای ديدنش

برای ديدن

پرنده ی سپيد

وساحل اميد

فارغ از هجوم موج

فارغ از هجوم باد

غافلانه بسته اند .