پرنده ی سپيد
از هبوط سجده های راستين سرو ها
به دره ی دروغ و امتثال
با عروج بادبادک غرور
تا به پله ی فنا
دست های تشنه ی زمينيان
دعا به لب
غنوده اند
اين زمينيان مست تشنگی
به انتظار وعده ی خوشی
نشسته اند :
تابشی
ز جنس نور آفتاب
جوششی
برای پاک کرد رنگ خون
زروی اعتراض و انقلاب
انتهای رنج و ظلم و بندگی
مرگ مرگ
چشم های خسته را
برای ديدنش
برای ديدن
پرنده ی سپيد
وساحل اميد
فارغ از هجوم موج
فارغ از هجوم باد
غافلانه بسته اند .
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 1:27 توسط محمد کرامتی
|