بايد...

 

اين راه را

کوتاه بايد کرد

اين راه را کوتاه

وين راهيان را نيز

آگاه بايد کرد .

 

تا مرگ باد ديگری

طومار تار زندگانی را

در هم

نپيچيده است

تا تاک خوش باشی و خوش بختی

در اين عالم

نخشکيده است

« طرحی دگر در پرده ی ديگر

بايد بر اندازيم »

 

« جانان من بر خيز »

در ساغر هستی

يک جرعه زان می ريز

تا واژگون سازد

اين خاک

اين خاکستر غم را

وز آن بيفرازد

کاخ سعادت را .