ای بهار
ای بهار
ای بهار
خارهای اين ديار
روزگاري است
خواب خيس برف و باران
ديده اند
کودکانش
جای گل
سنگ خارا
چيده اند
آرزوی روزهای آبی آينده را
روزهای شادمانی
خنده را
تا لب گور
باخود برده اند
مرده اند
ای بهار
در هوايت
بي قرارم
بی قرارم
بی قرار .
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 13:12 توسط محمد کرامتی
|